تبلیغات
روستای برج - برنده ها هیچ وقت تسلیم نمی شوند.
روستای برج
روستای خوب یافتنی نیست ساختنی است
دو پسر بچه در حال قدم زدن در كنار جاده ای بودند كه چشمشان به دو بشكه شیر كه برای فروش به شهر می بردند، افتاد. پسر های شیطان در هر بشكه یك قورباغه انداختند. قورباغه اول با خود گفت:"خدایا!من كه تا به حال در شیر شنا نكرده ام. در پوش را هم كه به خاطر سنگین بودنش نمی توانم كنار بزنم.:و خود را رها كرد. وقتی در شهر، در بشكه آب را برداشتند. با یك قورباغه مرده مواجه شدند. اما قورباغه بشكه دوم با خود گفت:"من نمی توانم در بشكه را كنار بزنم، اما می توانم شنا كنم."و آن قدر شنا كرد تا خود را به تكه ای خامه شناور رساند. وقتی كه در بشكه دوم باز شد. قورباغه با یك جهش بیرون پرید و خود را نجات داد. نتیجه یك برنده هیچ گاه تسلیم نمی شود و كسی كه تسلیم شود نیز هیچ گاه برنده نمی شود.



نوع مطلب : داستانهای جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 8 خرداد 1392 :: نویسنده : مهدی نجمی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


با سلام به دوستان عزیز، به وبلاگ روستای برج خوش آمدید. در هر موردی که پیشنهادی داشته باشید استقبال میکنیم .از همه دوستان درخواست میکنیم با ارسال عکس ها و نظرات خود در بقای این وبلاگ به ما کمک کنند. سامانه پیامک شورای اسلامی :50002010099979

مدیر وبلاگ : مهدی نجمی
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پایگاه قرآن آنلاین و تلاوت قرآن

Blog Skin

فال حافظ